"ویل، پسر سختکوشی که آرزو دارد جادوگری قدرتمند مانند «ماگیا واندِر» شود، در دنیایی زندگی میکند که تحت سلطهی جادوگران است. اما مشکلی وجود دارد: ویل هیچ توانایی جادویی ندارد. با وجود دلسردی و نگاههای تحقیرآمیز اطرافیان، ویل با عزم راسخ به تلاش خود ادامه میدهد. ویل به جای عصای جادوگری، به شمشیرزنی خود تکیه میکند تا با هیولاها در سیاهچالهها مبارزه کند و در آکادمی جادوگری رگاردن اعتبار کسب نماید. داستان، مسیر ویل را در غلبه بر محدودیتهایش، ایجاد دوستیهای عمیق و تلاش برای دستیابی به آرزوهایش دنبال میکند. شاید او حتی بتواند راهی منحصربهفرد در این دنیا پیدا کند...."